خاطره آقای محمد یاوری دوره ۱۰ مفید یادگار
بیشترین انگیزه من برای رفتن به مدرسه دیدن آقای شکوری بود. میخواستم این خاطره رو براش تعریف کنم.
من تاخیر زیاد داشتم. اخراج موقت شدم. باید میومدم مدرسه اما کلاس نمیرفتم. زمستون بود. زیر سقف، کنار ستون ایستاده بودم. دیدم آقای شکوری از پشت شیشه دفتر اشاره میکنه میگه بیا. گفتم الان میخواد نصیحتم کنه. در دفتر رو که باز کردم، گرمای دلپذیر داخل رو حس کردم. گفت بیا اینجا بشین روی صندلی، بیرون سرده.
اون گرمای محبت رو باقی زندگیم در وجودم حس میکنم. چیزی که در مدرسه کمتر حس میشد و از دوران تحصیلم در مفید همین یک مورد در خاطرم مونده.
دیروز که بعد از ۴۰ سال دیدمش، خیلی دلم میخواست دستش رو بگیرم و ببوسم. نمیدونم چرا روم نشد!
اون گرما رو دانشآموزهای من هم امروز حس میکنن. استاد شکوری شاید بهترین معلم من بود.
خداوند در ضمیر ما قابلیتی رو قرار داده که میتونیم محبت خالص رو تشخیص بدیم. و اونهایی که اینگونه محبت میکنند اغلب در ذهنشون نمیمونه، همونطور که این روایت برای آقای شکوری تازگی داشت.
«مفیدنت | نسل اول | دورههای ۱ تا ۱۵»
پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت 🌿
باشگاه دانش آموختگان مدارس مفید
@mofidclub

